زیر باد کولر و پنکه نشستم و دارم یه گالن چایی میخورم.
چاییش خیلی خوبه ، دقیقا همون طعم و دمایی رو داره که باید.
پسر داره نودل میخوره.
اون حس بد رفته ، حداقل فعلا.
حدود یه ساعت پیش رفتم آشپزخونه ، مرتب کردم و ظرف شستم.
چایی گذاشتم و برای پسر نودل درست کردم.
دختر خونه ی مامانمه و همسر ماموریته.
راستش خوبه که خونه خلوته.
الان خوابیدیم و به درخواست پسر، داریم تیتراژ مهمونی رو گوش میدیم.
امیدوارم زود خواب بره!
برچسب:
نویسنده: ماهان جعفرینژاد